محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
496
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الهاربون منها اليوم ) خوشبخت كسى است كه در دنيا براى آخرت تلاش كند . ( إذا رجفت الرّاجفة و حقّت بجلائلها القيامة و لحق بكلّ منسك أهله . . . إلّا بحقّه ) « فلم يجز » جواب شرط « اذا رجفت » است . منظور از « خرق البصر » و « همس القدم » آن است كه همه رخدادها در دنيا به حسابرسى و مجازات نزد خداوند خواهند انجاميد تا آنجا كه حتى براى تكتك پلكزدنها و گامهايمان بايد پاسخگو باشيم . پس چون هنگامه قيامت فرا رسد ، همه نزد خداوند حاضر گشته و در آنجا جز حق و عدل پذيرفته نخواهد شد : « پس هركه هموزن ذرهاى نيكى كند [ نتيجه ] آن را خواهد ديد و هركه هموزن ذرهاى بدى كند [ نتيجه ] آن را خواهد ديد . » « 1 » ( فكم حجّة يوم ذاك داحضة ) خداوند مىفرمايد : « و در چنين روزى [ ديگر ] پوزش آنان كه ستم كردهاند سود نمىبخشد و بازگشت بهسوى حق از آنان خواسته نمىشود . » « 2 » چرا كه آنان پس از اتمام حجت و اتمام حجت به ستمگرى و تبهكارى خويش ادامه دادند . ( و علائق عذر منقطعة ) عذر در اينجا به معناى حجت است . گسستن پيوند بين خداوند و كردارهاى گمراهان به معناى عدم پذيرش بهانهها و دلايلشان است . بنابراين اين بند به شرح و تفسير فقره گذشته پرداخته است . ( فتحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك و تثبت به حجّتك ) گفتار و كردارت را برپايه راستى و عدالت ، يكسان بگردان تا حجت و برهان تو محكم و استوار گردد . ( و خذ ما يبقى لك ممّا لا تبقى له ) جهان آخرت ، پايدار و ماندنى است و دنيا زايل و رفتنى است . بنابراين هرچه را
--> ( 1 ) . فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ زلزال / 99 : 7 - 8 . ( 2 ) . فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ روم / 30 : 57 .